خرید بک لینک
ما که صغیر بودیم ما صغیران تو بودیم آنگاه که داستانِ آن گنجشک را میگفتی گنجشک نیز صغیر بود تو به من میگفتی «رولَه» من به تو میگفتم «بیبی» بیبی دلام گرفته نیستی تو مردهای و من گنجشکِ توام؛ پربسته یادم نمیرود که آمدم و دیدم تنهایی و شمعی روشن کردهای و گفتی برای حسین است کجایی که شمعی برایم

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

آدم هیچوقت نباید کارِ درست را انجام دهد، باید کاری را که فکر میکند درست است انجام دهد. انجام دادنِ کارِ درست، خطرناک است؛ خرابکاری است. اما اگر فکر کنی کار درست را انجام دادهای، میتوانی شرمگین نباشی. انتخابِ تنهایی، شاید کارِ درستی نباشد، اما اشکالی ندارد اگر فکر کنی کار درستی است. هیچوقت از

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

همهچیز از آنجا آغاز میشود که پسر نوجوانی هشتگی1 مرتبط با موضوعی رنجآور را در صفحهی مجازی خود میگذارد و دختر نوجوانی زیر آن پُست پیام میگذارد: «وای! چه عالی بود...» بهعلاوهی یک شکلک با دو قلب در چشماناش. مسئله این است که دریافتِ استفادهکنندگان از هشتگ، نسبت به رنج تا چه میزان است. در بس

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

ابتدا تصمیم میگیریم. یعنی به لطایفالحیل خویشتن را راضی میکنیم راه بیافتیم. ممکن است سولات زیادی برایمان پیش بیاید؛ از جمله اینکه چرا؟ ممکن است بترسیم. از موجوداتی که در پیادهروها دراز کشیدهاند و مترصد راهروندگان هستند تا به آنها پشتِ پا بزنند. یا اینکه گمانهزنی کنیم درباره مقصد. گلولهای

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

من زمستان را با تمام نگرانیهایش و پاییز را با تمام اضطراباش به آرامشِ بهار ترجیح میدهم. به آنها دقت کنید؛ آنها که بهار را دوست دارند؛ بیشترند. میخواهند لم بدهند و از آنچه طبیعت به آنها ارزانی داشته بهرهمند شوند. آنها فوتبال نگاه نمیکنند؛ خاصه در بهار. چراکه فوتبال با اضطراب و استرسِ – به

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

آلوچه باغ بالا جرئت داری؟ بسمالله... اهّمِ اخبار امروز – چه فرقی میکند امروز چندم چه ماهی است... – به سیل در شمال غرب کشور میپردازد. تصاویر نشان میدهد که آبِ مواج، با تمام خشم و عصیاناش ماشینها را مثلِ چوبهای ساحلی بازیچهی خود کرده. تعداد اجساد کشف شده از چهل نفر گذشته، اما ابهام در تعداد و

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

نهاینکه فکر کنید خیلی میشناختمش. اگر بخواهم دقیق بگویم؛ تنها سهچهار بار علیمحمد را دیدم. بار آخرش هم کنار رودخانه بود. اطراف سدّ تنظیمی. موتور را پارک کرده بودم و میخواستم سیگاری آتش بزنم که یکهو، یکنفر، انگار که لایِ سنگها خودش را استتار کرده باشد، از جایش کنده شد و مثلِ تیر دوید سمتِ رودخ

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

در خاکی که آفتاب از همهجا به زمین نزدیکتر است، از مادرم جدا میشوم. روزی که بهدوردست نگاه میکنم، پنبههای نازک برف از خاستگاهی نامشخص پایین میریزند، خود را تاب میآورند و چیزی نمانده به آسفالت تحلیل میروند. پیادهرو جایی است که فکر میکردم اگر بااحتیاط رفتار کنم، معبر امنی است؛ اما یکی از روز

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

احتمالاً برای شما نیز اتفاق افتاده که پیامکی دریافت کنید، با این شکلِ نوشتار: «چ خبر» یا «ب سلامتی»؛ برای من پذیرفتن حرف «چ» بهجای واژهی «چه» دشوار است. انگار که وقتی یکنفر برای من مینویسد «چ خبر» - ناقص و بدون علامت سؤال - نمیتوانم بهطور کامل باورکنم که جویای احوال من است. بهویژه اگر بدانی

برچسب: نویسنده: ساناز رستمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 2:49

صفحه بندی